یک ثانیه آزگار

یه ثانیه آزگار خالص برایت نبودم ؛ این است دلیل دل آشوبی من ، دریغ از یه ثانیه آزگار توجه ، دریغ
آپلود عکس

......بنده آنی که در بند آنی......

پیام های کوتاه
  • ۲۷ بهمن ۹۴ , ۰۹:۰۸
    هجوم
آخرین نظرات
  • ۷ ارديبهشت ۹۵، ۱۲:۴۲ - خانم خونه
    ممنون
  • ۳۰ فروردين ۹۵، ۰۳:۴۷ - خانم خونه
    ممنون
آپلود عکس

حال و هوای این روزای کشور عزیزم

چهارشنبه, ۱۵ مهر ۱۳۹۴، ۰۲:۵۴ ب.ظ

حال و هوای خوبی نیست، همه تو بهت فرو رفتند، 464 کبوتر کی میتونه باور کنه،

من وقتی بچه بودم مامان و بابام رفتن حج ، وقتی داشتن میرفتن کلی اشک ریختم، همش احساس میکردم دیگه نمیبینمشون خیلی سنم کم بود اما دوروبریا خیلی دلداری میدادن میگفتن میرن و بر میگردم با دست پر از سوغات میرن اونجا برات دعا کنن چشم بهم بزنی برمیگردن با این حرفا خیلی دلم خوش بود کلی انتظار کلی دلتنگی همین که میرفتم تو حس دلتنگی یاد اومدنشون که می افتادم آروم میشدم تا اون روزای آخر دوری که مشغول بودیم برای استقبال ریسه میزدیم، پارچه هایی که مردم مینوشتن رو نصب میکردیم میوه و شیرینی و ... کلی سرگرم شده بودیم خوشحال که مامان و بابا دارن میان ....

حالا باخودم الان فکر میکنم که اگه جای بچه های یکی از این 464 نفر بودم واااای اصلا گفتنش هم سخته

خیییلی سخته

خدا لعنت کنه این وهابیت نا مسلمون رو خدا لعنت کنه این آل سعود رو

امروز چندین نقطه کشور تشییع جنازه این کبوتر ها بود، شهر ما هم کبوتر داشت حال هوا عجیبیه، امسال نه عید قربان فهمیدیم نه عید غدیر خدا لعنتشون کنه اصلا مگه میشه شاد بود یادم میاد داغون میشم ، مصاحبه هایی که با خانواده هاشون رو که از تلویزیون میبینم خیلی دوست دارم بلند بلند گریه کنم اما با چنتا آه و لعن ردش میکنم چه میشه کرد اما خونم میجوشه برای به درک واصل کرن تک تک این نا مردا ....

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۷/۱۵

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی