یک ثانیه آزگار

یه ثانیه آزگار خالص برایت نبودم ؛ این است دلیل دل آشوبی من ، دریغ از یه ثانیه آزگار توجه ، دریغ
آپلود عکس

......بنده آنی که در بند آنی......

پیام های کوتاه
  • ۲۷ بهمن ۹۴ , ۰۹:۰۸
    هجوم
آخرین نظرات
  • ۷ ارديبهشت ۹۵، ۱۲:۴۲ - خانم خونه
    ممنون
  • ۳۰ فروردين ۹۵، ۰۳:۴۷ - خانم خونه
    ممنون
آپلود عکس

آیا اگر ما تمام دستاوردهای هسته ای یمان را به آمریکا تقدیم کنیم ؛ آخر از ما راضی خواهد شد ؟ و اگر راضی نمی شود تکلیف ما چیست؟

پاسخ ما را قرآن در 2 آیه ی 120 می دهد، یعنی 120 سوره بقره و 120 آل عمران

وَ لَن تَرْضىَ‏ عَنکَ الْیهَودُ وَ لَا النَّصَارَى‏ حَتىَ‏ تَتَّبِعَ مِلَّتهَمْ ...  [بقره 120]

هرگز یهود و نصارى از تو راضى نخواهند شد، (تا به طور کامل، تسلیم خواسته‏هاى آنها شوى، و) از آیین آنان، پیروى کنى.

إِن تمَسَسْکُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِن تُصِبْکُمْ سَیِّئَةٌ یَفْرَحُواْ بِهَا  وَ إِن تَصْبرِواْ وَ تَتَّقُواْ لَا یَضُرُّکُمْ کَیْدُهُمْ شَیْا  إِنَّ اللَّهَ بِمَا یَعْمَلُونَ محُیطٌ  [آل عمران  120]

اگر نیکى به شما برسد، آنها را ناراحت مى‏کند و اگر حادثه ناگوارى براى شما رخ دهد، خوشحال مى‏شوند. (امّا) اگر (در برابرشان) استقامت و پرهیزگارى پیشه کنید، نقشه‏هاى (خائنانه) آنان، به شما زیانى نمى‏رساند خداوند به آنچه انجام مى‏دهند، احاطه دارد

پس روشن است که "هسته ای بهانه است " و دشمن تا دین و گفتمان ما را نگیرد، راضی نمی شود و وظیفه ی ما هم استقامت است . پس در یک جمله " استقامت رمز پیروزیست"

داستانک : (آیا دشمن راضی می شود؟)

وقتى پیامبر اسلام به مدینه آمدند، روزى ابن صوریا (یکى از علماى یهود) با جمعى از یهودیان فدک، نزد پیامبر آمده و سؤالاتى کردند. حضرت همه‏ ى سؤالات آنها را جواب داده و هر نشانه ‏اى که خواستند بیان کردند.

ابن صوریا گفت: یک سؤال باقى مانده که اگر آن را صحیح جواب دهى به تو ایمان مى‏آوریم و از تو پیروى خواهیم کرد، نام آن فرشته‏اى که بر تو نازل مى‏شود چیست؟ حضرت فرمودند: جبرئیل.

 آنها گفتند: اگر میکائیل بود ما به تو ایمان مى‏آوردیم ...          [تفسیر نور، جلد‏1، صفحه: 166]


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ فروردين ۹۳ ، ۰۰:۱۲

نامه ای که علی 15 روز قبل از شهادت به حضرت آقا نوشتند:

سلام آقا جان!
امیدوارم حالتان خوب باشد. آنقدرخوب که دشمنانتان از حسودی بمیرند و از ترس خواب بر چشمانشان حرام باشد. اگر از احوالات این سرباز کوچکتان خواستار باشید،خوبم؛دوستانم خیلی شلوغش میکنند. یعنی در برابر جانبازی هایی که مدافعان این آب و خاک کرده اند،شاهرگ و حنجره و روده و معده من عددی نیست که بخواهد ناز کند… هر چند که دکترها بگویند جراحی لازم دارد و خطرناک است و ممکن است چیزی از من نماند…من نگران مسائل خطرناک تر هستم… من میترسم از ایمان چیزی نماند. آخر شنیده ام که پیامبر(ص) فرمودند: اگر امر به معروف و نهی از منکر ترک شود، خداوند دعاها را نمی شنود و بلا نازل میکند. من خواستم جلوی بلا را بگیرم.اما اینجا بعضی ها میگویند کار بدی کرده ام. بعضی ها برای اینکه زورشان می آمد برای خرج بیمارستان کمک کنند میگفتند به تو چه ربطی داشت؟!!مملکت قانون و نیروی انتظامی دارد!ولی آن شب اگر من جلو نمی رفتم، ناموس شیعه به تاراج میرفت ونیروی انتظامی خیلی دیر میرسید. شاید هم اصلا نمی رسید…یک آقای ریشوی تسبیح بدست وقتی فهمید من چکار کرده ام گفت : پسرم تو چرا دخالت کردی؟ قطعا رهبر مملکت هم راضی نبود خودت را به خطر بیندازی!من از دوستانم خواهش کردم که از او برای خرج بیمارستان کمک نگیرند، ولی این سوال در ذهنم بوجود آمد که آقاجان واقعا شما راضی نیستید؟؟ آخر خودتان فرمودید امر به معروف و نهی از منکر مثل نماز شب واجب است.آقاجان!بخدا دردهایی که میکشم به اندازه ی این درد که نکند کاری بر خلاف رضایت شما انجام داده باشم مرا اذیت نمیکند. مگر خودتان بارها علت قیام امام حسین(ع) را امر به معروف و از منکر تشریح نفرمودید؟مگر خودتان بارها نفرمودید که بهترین راه اصلاح جامعه تذکر لسانی است؟یعنی تمام کسانی که مرا توبیخ کردند و ادعای انقلابی گری دارند حرف شمارا نمی فهمند؟؟یعنی شما اینقدر بین ما غریب هستید؟؟رهبرم!جان من و هزاران چون من فدای غربتت. بخدا که دردهای خودم در برابر درد های شما فراموشم میشود که چگونه مرگ غیرت و جوانمردی را به سوگ مینشینید.آقا جان!من و هزاران من در برابر درد های شما ساکت نمی نشینیم و اگر بارها شاهرگمان را بزنند و هیچ ارگانی خرج مداوایمان را ندهد بازهم نمی گذاریم رگ غیرت و ایمان در کوچه های شهرمان بخشکد.

بشکست اگر دل من بفدای چشم مستت
سر خمَ می سلامت شکند اگر سبویی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ فروردين ۹۳ ، ۲۳:۴۶


خدایا خطا و گناهان لباس خواری و ذلت مرا پوشانیده - و دوری از تو جامه عجز و بینوایی بر تنم انداخته - و جنایت بزرگ هوای نفس پرستی مرا دل مرده ساخته - تو ای خدا از رجوع به لطف و کرمت باز این مرده دلم را زنده گردان - ای مقصد و مقصود و مطلوب و آرزوی من قسم به عزتت که من کسی که گناهانم را ببخشد غیرتو نمیدانم و آنکه در هم شکستگیهای امورم را جبران کند جز تو نمیبینم - من به آه و ناله و کمال خضوع و به درگاهت آمده ام - و به خواری و مذلت به سویت رو آورده ام - پس اگرم تو از در برانی دیگر به که رو آرم - و اگرم تو رد کنی از حضورت پس به که پناه ببرم - پس آه از تاسف و حسرت خجلت و افتضاح من - و وای از اندوه و غم مصائب و کردار زشت من

خدایا سایه ی ابر رحمتت را بر سر گناهان سوزان من بینداز و باران لطف و محبتت را بر عیوب و پلیدیهای اعمالم بباران خدایا آیا بنده ی گریخته به جایی جز به درگاه مولایش رجوع تواند کرد - یا از خشم و غضب مولایش غیر او احدی حمایتش تواند نمود

خدایا اگر پشیمانی از گناه توبه است قسم به عزتت که من از پشیمانم - و اگر استغفار و طلب آمرزش کردن موجب محو گناه است به لطفت من از آمرزش طلبانم ترا سزد که بر ما عناب کنی تا باز (به لطف ایی و) خشنود گردی

خدایا قسم به قدرتت بر من که توبه ام بپذیر و به حلمت بر عصیانم که از من درگذر و به علمت به احوالم که با من به رفق و محبت نظر فرما

خدایا تویی که دری از عفو و بخششت بروی بندگان باز کردی و نامش توبه نهادی و در کتابت فرمودی (ای بندگان به درگاه من به توبه با حقیقت) باز آیید (تا از گناهانتان در گذرم) پس عذر آنکه از این درگاه (به روی گناهکاران) باز کردی غافل است چه خواهد بود؟

ای خدا اگر گناه از من زشت است عفو از تو زیباست ای خدا - من اولین بنده ای نیستم که گناه کرده از او درگذشتی و به درگاه کرمت آمد و به او احسان کردی (بسیار چون من گنهکاران را بخشیده ای و به آنها جود و کرم فرمودی ) ای دادرس پریشان دلان - ای برطرف سازنده ی غم و رنج و زیان ای بزرگ احسان -  ای آگاه از سر بندگان - ای  نیکو پرده پوش بر گناهان - جود و رحمت نامنتهای ترا به سوی تو شفیع می گردانم - و به جناب تو در مهربانیت نزد تو توسل میجویم - پس دعایم مستجاب کن و از امیدی که به لطف تو دارم محرومم نگردان - و توبه ام قبول فرما و خطاهایم بکرم و رحمتت محو گردان ای مهربانترین مهربانان عالم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ فروردين ۹۳ ، ۱۷:۵۱

بسمعه تعالی
گفتم که: الف گفت: دگر؟ گفتم هیچ
در خانه اگر کس است، یک حرف بس است


بارها گفته­ام و بار دگر می­گویم:"کسی که بداند هر که خدا را یاد کند، خدا همنشین اوست، احتیاج به هیچ وعظی ندارد؛ می­داند چه باید بکند و چه باید نکند؛ می­داند که آنچه را که می­داند باید انجام دهد و آنچه که نمی­داند، باید احتیاط کند."

والسلام علیکم و رحمة الله و برکات

الاقل محمد تقی البهجة

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ فروردين ۹۳ ، ۰۶:۲۶

    در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم         

    اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم

    یک قطره آبم که در اندیشه دریا          

    افتادم و باید بپذیرم که بمیرم

    یا چشم بپوش از من و از خویش برانم   

    یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم

    این کوزه ترک خورد !‌  چه جای نگرانیست

     من ساخته از خاک کویرم که بمیرم

     خاموش مکن آتش افروخته‌ام را      
   بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ فروردين ۹۳ ، ۰۶:۱۶

امسال موقع تحویل سال رفتیم خانه خدا

لذت خاصی داشت دعای کمیل ومناجات با خدا و ذکر مادرمون فاطمه سلام الله علیها و ذکر اربابمون حسین علیه السلام واقعا خیلی عالی بود 

سال که تحویل شد ساعت 20:27 با بهترین دوستام بهتره بگم بهترین داداشام (محمد کاظمی -مجید میان آبادی- مهدی مهرجو- آقا رضا اختیاری-مصطفی صالحی -خانواده

برادران- خانواده طاهرپور- سجاد عبدالله زاده- امیر حسین علیزاده- حجت حیدر زاده-عباس تقوی-مصطفی باقدم و تمام کسایی که تو این عکس میبینید -)نشستیم و پیام

رهبری رو گوش کردیم و دیدیم بعدشم برنامه ماچ کنان و روبوسی و تبریک عیدو بعدشم عکس یادگاری و بعدشم زیارت شهدا رفتیم واقعا هیچ

سالی اینطور به من خوش نگذشته بود .


مسجد امام حسین علیه السلام

سال1393

سال اقتصاد،فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی مبارک باد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ فروردين ۹۳ ، ۱۲:۳۸

  کی رفته‌ای زدل که تمنا کنم تو را

   کی بوده‌ای نهفته که پیدا کنم تو را

    غیبت نکرده‌ای که شوم طالب حضور

    پنهان نگشته‌ای که هویدا کنم تو را

    با صد هزار جلوه برون آمدی که من

  با صد هزار دیده تماشا کنم تو را

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ اسفند ۹۲ ، ۲۳:۱۰

یا فاطمة  الزهرا ...

دوباره حال و هوای فاطمیه به مشام جانم خورده است و هوای مجلس عزای خانم به سرم خورده است.

نمیدانم مادر جان چه سری است غربت شما که تا کنون کشیده شده است آن از مزارتان که شیعه را سر

گردان کرده است و این از عزایتان که بعضی میخواهند برای اذیت نشدن خودشان به حد اقل اکتفا کنند . مادر

جان گاهی به خودم میگویم باید مانند شما حرکت کنم و به در خانه این خواص بی خواص برم و آنها را به یاد

بیعتشان با شما بندازم همانهایی که در مواقع گرفتاری به شما متوسل میشوند انگار دیگر برایشان دردی

نمانده که میخواهند با عزایتان چنین کنند در پشت تریبون هایشان میگویند سه روز عزا بگیرید و بعد میگویند

اعتقاد ما بر حرمت نگه داشتن ده روز است با این دوگانه گویی ها مردم سرگردانتر میشوند و این طور صحبت

هاست که باعث میشود که زمانی که ما در مجلس عزای مادر نشسته ایم کاروان عروسی در خیابان هلهله

کنان حرمت مادر مارا بشکنند. عقل گرایی بر مبنای شعار بس است دیگر ،عقل گرایی را باید به منصه عمل آورد ...

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۲ ، ۲۱:۵۰

اسفرانیوز:

مدیر اجرایی طرح ساخت مصلای اسفراین گفت: تاکنون برای ساخت مصلای جدید این شهرستان افزون بر        ۱۰ میلیارد ریال هزینه شده است.
این اعتبار برای پی ریزی مصلی که در زمینی به مساحت چهار هکتار و با زیربنای ۱۲ هزار و ۹۰۰ مترمربع در چهار طبقه اجرا می شود، هزینه شده است.

وی از این طرح به عنوان بزرگ ترین سازه اسلامی – ایرانی شرق کشور یاد کرد و گفت: برای ساخت این طرح افزون بر ۱۵۰ میلیارد ریال اعتبار پیش بینی شده است.

***************

مسئولین شهر در اوایل که نسبت به مکان انتخاب شده برای مصلی اعتراض شده بود (مکان انتخاب شده در کنار بیمارستان امام خمینی ره اسفراین است و اعتراض به خاطر مزاحمت برای بیماران بود) میفرمودند که اتفاقا صدای راز و نیاز به گوش بیماران برسد موجب شفای ایشان خواهد شد. اما هم اکنون نظرشان تغییر کرده است و به قول خودشان مکانی را از قبل به آن چشم داشته اند که در این هفته در نماز جمعه فرمودند شاید آتش گرفتن این مجسمه بلال خیر بوده و ما هم قصد دارم مصلی شهر اسفراین رو در همانجا بنا کنیم البته با موافقت شهردار و شورای محترم شهر .

صحبت بنده اینجاست هزینه هایی که تاکنون برای زمین های مصلا شده است (یک زمین در بلوار کشاورز که غصبی از کار درآمد و زمین کنار بیمارستان)با توجه به تپه بودن آنها کلی هزینه برای شهر داشته است یک میلیارد فقط هزینه تاکنون زمین کنار بیمارستان شده است اما هنوز که هنوز است مردم این شهر مصلایی ندارند و این هزینه ها چرا باید صرف بی تدبیری های بعضی مسئولان شهر بشود وچرا بودجه های شهر باید به این وضع از بین برود .

صاف کردن همین کوهی که مجسمه بلال روی آن بود هزینه های زیادی رو در بر خواهد داشت و بعد باز به این نتیجه خواهند رسید که مصلی کنار شهر بازی صلاح نخواهد بود .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۹۲ ، ۱۴:۲۶

بسم رب الشهدا

ما اسفراینی ها تو شهرمون یک سری چیزا برامون خیلی مهمه چون برامون مثل یک نماده واقعا یکی از این نماد ها مجسمه بلال واقع در جنب کوهستان پارک قائم که نماد اذان در شهر ماست. در اوایلی که این مجسمه ساخته شد در اوقات شرعی صدای اذان از آن تپه ای که مجسمه بلال بود پخش میشد و این مجسمه خیلی مورد توجه کسانی که برای تفریح به شهر ما می آمدند قرار میگرفت و زیبایی مخصوص به خودش را داشت و مردم شهرمان با دیدین این مورد توجه قرار گرفتن توریست ها نسبت به مجسمه احساس غرور بهشون دست میداد اما الان دیگر مجسمه ای وجود ندارد با توجه به خبر هایی که به ما رسیده این مجسمه رو عده ای اراذل اوباش به آتش کشیدند اما این جای تامل دارد  که چرا اراذل اوباش این کار را کردند و هیچ گونه برخورد ی صورت نگرفته و معلوم نبوده گشت نیروی انتظامی که معمولا باید در شهر گشت بزنند چرا متوجه آتش گرفتن این مجسمه نشده اند و چرا پیگیری نکرده اند



انشالله عکس های بهتری پیدا کنم فعلا همینها در دسترس بود

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۹۲ ، ۱۳:۵۶

تنها پسر خانواده مؤمنی بود؛ مادرش بعد از کلی نذر و نیاز و توسل به امامزاده‌های ایلام، علی را از خداوند گرفت؛ آن هم در ماه مبارک رمضان و شب شهادت حضرت علی(ع). علی تنها برادر و نورچشمی ۵ خواهر بود تا اینکه در یازده سالگی رفت پی طلبگی و در ۱۵ سالگی به شهادت رسید؛ جالب اینجاست که پیکر شهید طلبه «علی مؤمنی» بعد از ۱۵ سال با توسل مادر علی به حضرت ابوالفضل(ع) به آغوش مادرش بازگشت.

...ادامه مطالب

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ بهمن ۹۲ ، ۲۳:۳۰
وقتی میخوای صبح بری مدرسه و ﺗﻮﯼ تخت خواب هستی :

ﺳﺎﻋﺖ ۶ﺻﺒﺤﻪ ، ۵ﺩﻗﯿﻘﻪ ﭼﺸﻤﺎتو ﻣﯿﺒﻨﺪﯼ
و یه دفه چشماتو باز می کنی می بینی ساعت شده ۷:۴۵دقیقه

حالا ﺗﻮﯼ ﮐﻼﺳﯽ :

ﺳﺎﻋﺖ ۹:۳۰ﺻﺒﺤﻪ ، ۵ﺩﻗﯿﻘﻪ ﭼﺸﻤﺎتو میبندی ﻭ بعد باز می کنی
ﺳﺎﻋﺖ هنوز ۹:۳۱ ﺩﻗﯿﻘﻪ هست


(مورد داشتیم ۹:۲۹دقیقه گزارش شده)

اصن یه وضعیه!!
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ بهمن ۹۲ ، ۲۲:۵۹

ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺷﺐ ﭼﺎﺩﺭ ﻣﯿﺰﻧﻦ ﺗﻮ ﺑﯿﺎﺑﻮﻥ
ﻧﺼﻒ ﺷﺐ ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﻪ:
ﺑﻪ ﺁﺳﻤﻮﻥ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ ﭼﯽ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ؟
ﺩﻭﻣﯽ ﻣﯿﮕﻪ :ﯾﻪ ﻋﺎﻟﻤﻪ ﺳﺘﺎﺭﻩ
ﺩﻭﺳﺘﺶ ﻣﯿﮕﻪ :ﭼﯽ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯽ؟
ﻣﯿﮕﻪ :ﺍﺯﭼﻪ ﺩﻳﺪﮔﺎﻫﻰ ﺑﮕﻢ؟
ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺷﻨﺎﺳﻰ؟
ﺍﻟﻬﻴﺎﺕ؟
ﻳﺎ ﻓﻠﺴﻔﻪ؟
ﺩﻭﺳﺘﺶ ﻣﯿﮕﻪ :ﺍﺣﻤﻖ ﭼﺎﺩﺭﻣﻮﻥ ﺭﻭ ﺩﺯﺩﻳﺪﻥ!!


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ بهمن ۹۲ ، ۲۲:۴۹

این عکس رو ببینید خداییش که من آتیش گرفتم چرا بعضی ها نمی فهمند وشاید هم خودشان رو به نفهمی میزنند

باز هم این امام خامنه ایست که آشکارا سخن میگوید.. .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ بهمن ۹۲ ، ۲۱:۳۸

اولین شهید طلبه در آمریکای لاتین

بعد از ۳۴ روز از ربایش، پیکرش پیدا می شود. دست هایش بسته است و اثرات شکنجه خودنمایی می کنند. او طلبه ای بود که برای تبلیغ دین خدا با همسرش به گویان رفت. همسرش باردار بود که او را ربودند و بعد از مدتی پیکرش به ایران بازگشت. او شهید حجت الاسلام ابراهیمی است. دخترش هیچ وقت پدرش را ندید و تنها با عکس پدر روزگار می گذراند. شهید ابراهیمی هنوز غریب است.

شادی روحش صلوات(اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم)

برای تبلیغ دین خدا باید خون داد. 

اگر آه تو از جنس نیاز است***در باغ شهادت باز باز است

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ بهمن ۹۲ ، ۰۷:۴۶

اگر گناهان بزرگ در زندگی دارید.....


به پدر و مادر مهربانی کنید
تا گناهانتان در پرونده کم رنگ شود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ بهمن ۹۲ ، ۰۷:۳۲

هیچ وقت کار امروز رو به فردا ننداز...
فردا یه عالمه کار داری،
قشنگ بندازش واسه دو سه هفته دیگه که خیالتم راحت باشه


.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ بهمن ۹۲ ، ۰۷:۲۷

او برنمی گردد به قولِ خود عمل کن!

امشب تمامِ مثنوی ها را غزل کن!!.....(ادامه مطلب)


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ بهمن ۹۲ ، ۰۷:۲۱

به نام نامی سر، بسمه‌ تعالی سر
بلندمرتبه پیکر، بلندبالا سر

فقط به تربت اعلات، سجده خواهم کرد
که بنده‌ی تو نخواهد گذاشت، هرجا سر

قسم به معنی لا یمکن الفرار از عشق
که پر شده است جهان، از حسین سرتاسر

نگاه کن به زمین! ما رأیت إلا تن
به آسمان بنگر! ما رأیت إلا سر

سری که گفت: «من از اشتیاق لبریزم
به سرسرای خداوند می‌روم با سر

هر آنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم
مباد جامه، مبادا کفن، مبادا سر.»

همان سری که "یحب الجمال" محوش بود
جمیل بود، جمیلا بدن، جمیلا سر

سری که با خودش آورد بهترین‌ها را
که یک به یک، همه بودن سروران را سر

زهیر گفت: حسینا! بخواه از ما جان
حبیب گفت: حبیبا! بگیر از ما سر

سپس به معرکه عابس، " أجنّنی"گویان
درید پیرهن از شوق و زد به صحرا سر

بنازم " أم وهب" را، به پاره تن گفت
برو به معرکه با سر ولی میا با سر

خوشا به حال غلامش، به آرزوش رسید
گذاشت آخر سر، روی پای مولا سر

چنان که یک تن دیگر به آرزوش رسید
به روی چادر زهرا گذاشت سقا، سر

در این قصیده ولی آنکه حسن مطلع شد
همان سری است که برده برای لیلا سر

همان که احمد و محمود بود سر تا پا
همان سری که خداوند بود، پا تا سر

پسر به کوری چشمان فتنه کاری کرد
پر از علی شود آغوش دشت، سرتاسر

میان خاک، کلام خدا مقطعه شد
میان خاک؛ الف، لام، میم، طا، ها، سر

حروف اطهر قرآن و نعل تازه‌ی اسب
چه خوب شد که نبوده است بر بدن‌ها سر

تنش به معرکه سرگرم فضل و بخشش بود
به هرکه هرچه دلش خواست داد، حتی سر

جدا شده است و سر از نیزه‌ها درآورده است
جدا شده است و نیفتاده است از پا سر

صدای آیه کهف الرقیم می‌آید
بخوان! بخوان و مرا زنده کن مسیحا سر

بسوزد آن همه مسجد، بمیرد آن اسلام
که آفتاب درآورد از کلیسا سر

عقیله، غصه و درد و گلایه را به که گفت؟
به چوب، چوبه محمل، نه با زبان، با سر

دلم هوای حرم کرده است می‌دانی
دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر

  سید حمیدرضا برقعی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ بهمن ۹۲ ، ۰۷:۰۶

خورشید من بر آی



دل را ز بی خودی سر از خود رمیدن است
جان را هوای از قفس تن پریدن است...(ادامه مطلب)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ بهمن ۹۲ ، ۰۶:۴۴